بد بخت جعفر خخ
خنـــــــــــده بازار
عکس و مطالب خنده دار
 
تاريخ : شنبه 08 شهریور 1393

جعفر ساکت و بی حرکت گوشه اتاق نشته بود. چشماش نغمه غم انگیزی را تداعی میکرد به گلهای

کم رنگ قالی زل زده بود و اشک در چشمانش حلقه زده بود که خواهرش از راه رسید و داد زد 

..

..

..

..

..

..

..

..

..

مامان بیا جعفر ریده 



برچسب‌ها:
ارسال توسط erfan021

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید